Grand Ayatollah Fadhlallah responds to the question: "Some Islamists believe that electoral systems are illegitimate because they ignore the rights of minorities; what is the Islamic stance on electoral democracy?"

Religious Authority: 
Sayyad Muhammad Hussein Fadallah
Fatwa Question or Essay Title: 
Grand Ayatollah Fadhlollah responds to the question: "Some Islamists believe that electoral systems are illegitimate because they ignore the rights of minorities; what is the Islamic stance on electoral democracy?"

Some proponents of democracy believe that democracy is the least worst option. The view of the majority may represent a majority of illiterate or backward or ignorant people, whereas the minority intellectual and aware people are being ignored. However, democracy itself has the power and instrument to correct itself.

We, Muslims, reject this theory because democracy considers the opinion of the majority as the source of the legitimacy of the government. In our view, the legitimacy of government comes from the divine source. Government should be governed by people who are experts in understanding the divine sources. Democracy is not able to do that.

In some issues, like choosing the guardianship or the president, we can use an electoral system, although religiously speaking we do not have to do so. But now, resorting to public voting system in these issues (choosing the guardianship and the president) is the best way to maintain and preserve the religious system, (otherwise, there is no religious obligation to do that).

يك نظريه اسلامى وجود دارد كه انتخابات را نامشروع مى داند زيرا انتخابات حق اقليت را كه گاه به 49% هم مى رسد، ضايع مى كند؟
* برخى از كسانى كه از دموكراسى سخن مى گويند، آن را كم ضررترين نظام شمرده اند و نه بهترين نظام ممكن. زيرا دموكراسى كه از رأى اكثريت برمى آيد، گاه از اكثريت جاهل يا منحرف و يا عقب مانده برمى آيد، و در مقابل آن اقليتى آگاه، با فرهنگ و درست كار قرار دارد. اين فرض نشان مى دهد كه نتايج دموكراسى هميشه به حق و مصلحت عمومى نزديك تر نيست. در پاسخ كسانى كه مى گويند: ما دموكراسى را هم از طريق دموكراسى اصلاح مى كنيم، بايد گفت كه اين امر، هميشه نتيجه ثمربخش و تعيين كننده ندارد. بنابراين ما به عنوان مسلمان، به لحاظ نظرى، دموكراسى را رد مى كنيم. زيرا دموكراسى مبتنى بر اين انديشه است كه مشروعيت جريان عمومى، سياسى و فكرى و قانونى جامعه بسته به آراى اكثريت است. در حالى كه مى دانيم مشروعيت از نظر اسلام در همه ابعاد برخاسته از وحى خداوند سبحان و سخن پيامبرش - بنا به فهم ما از كتاب و سنت - است.
بنابراين ما نمى توانيم در حقوق اسلامى دموكراسى را مبناى مشروعيت قوانين بدانيم. اما اين امكان وجود دارد كه اكثريت، در انتخاب مسؤول يا در سطح انتخاب ولى فقيه - در صورت تعدد فقها - نقش داشته باشد و مشكل انتخاب را حل كند. زيرا هيچ ابزارى بهتر از رجوع به رأى اكثريت نداريم. البته رأى اكثريت،حقانيت را تعيين نمى كند. اما از آنجا كه اكثريت در شرايط خاصى و در زمينه مشخصى، مصداق شوراست اعتبار دارد.
در امور قانون گذارى و تشخيص احكام شرعى كه بايد به دانايان كتاب و سنت و دارندگان قدرت استنباط و اجتهاد رجوع كرد، دموكراسى كارايى ندارد. اما در برخى امور عمومى مانند انتخاب ولى فقيه يا رييس جمهور يا اعضاى مجلس شورا و... مى توان به مقتضاى دموكراسى عمل كرد. در اين امور هم دليل شرعى اى بر لزوم انتخابات وجود ندارد، اما نزديك ترين راه حفظ نظام عام، رجوع به رأى اكثريت است.