Fatwa on Artificial Insemination:

Religious Authority: 
Yusuf Saanei
Fatwa Question or Essay Title: 
Fatwa on Artificial Insemination:

[Question: What is the status of implanting a stranger's sperm in a woman's womb, if her spouse is infertile?]

Answer:
Insemination is in itself prohibited. To treat infertility, however, it is possible to fertilize the egg with the sperm in laboratory condition and then implant the fetus in the womb. In such a case, the woman who gave the egg is the mother, and the man who donated the sperm is the father, unless he has abandoned any claims on his sperm (for example, has deposited his sperm in a sperm bank to be used by whomever).

In any event, the woman's husband is not considered the father [of the child born by that means]. However, all the consequences of father-child relation, except inheritance, is applied to this relationship in order to avoid complexities in family relations.

It should be noted that if it is so complicated to fertilize the egg outside the womb so it would lead to a distress, implanting the sperm in the womb would be permitted. The general rule of "la haraj" (avoid distress) turns the status of some of the prohibited matter to permitted. This rule is applicable in this issue as well.

[Note: For other opinions on this topic search the keyword: artificial insemination.]

آيا وارد نمودن اسپرم مرد اجنبى به رَحِم زن، درصورتى كه شوهرش عقيم باشد، حرام است؟ وارد نمودن اسپرم اجنبى به رَحِم زن، فى حدّ نفسه حرام است و براى رفع مشكل نداشتن فرزند، مى توان اسپرم مرد اجنبى و تخمك همسر را در خارج (شرايط آزمايشگاه) مخلوط كرد و سپس جنين حاصل را به رَحِم زن انتقال داد كه در اين صورت، همسر كه صاحب تخمك منشأ است، مادر محسوب مى شود، و صاحب اسپرم نيز در صورتى كه از نطفه خود اعراض نكرده باشد، پدر محسوب مى شود. آرى، در صورتى كه مرد اجنبى از نطفه خود اعراض كرده باشد (مثلاً نطفه را در بانك اسپرم قرار داده تا هر كس خواست، از آن استفاده كند)، پدر محسوب نمى شود; امّا در صورتى كه صاحب اسپرم شناخته شود، نسبت به امر ازدواج، احتياط، امرى لازم است، بلكه خالى از وجه نيست. به هر حال، شوهر، پدر محسوب نمى شود، چون صاحب اسپرم نيست; امّا همه آثار فرزند بودن آن بچه براى شوهر و اقوام، ولو صاحب نطفه نباشد به خاطر حَرَج و مشقّتى كه در نداشتن فرزند و ترتيب آثار اجنبى بر فرزندخوانده در شرايط فعلى وجود دارد; مترتّب است بجز آثار ارث كه در اين جهت حكم اجنبى را دارد كه با هبه و تصرّفات منجّزه و يا وصيّت به ثلث مى توان او را در حكم وارث قرار داد و علاوه بر حكم ذكر شده، بچه به حكم ربيبه بودنش نيز به آن شوهر مَحرم است، به شرط حصول آميزش شوهر با همسر خودش كه در محرميّت مرد با ربيبه، فقط صدق ربيبه و دختر زن بودن مناط است نه انعقاد نطفه اش در رَحِم زن، قبل از ازدواج با شوهر. هر چند متعارف چنين بوده، ليكن محض تعارف و تقارن است و دليلى بر شرطيّت اين تقارن وجود ندارد. پس اطلاق ادلّه محرميّت ربيبه محكم است; به علاوه كه الغاى خصوصيّت بر فرض قصور ادلّه و عدم اطلاق، خالى از قوّت نيست، بنابراين، تنها صورت تلقيح اسپرم مرد در خارج رَحِم و بعد وارد رَحِم نمودن، راه درستى است، ليكن ناگفته نماند اگر پيمودن اين راه و راههاى ديگر داراى حَرَج و مشقّت باشد، وارد كردن نطفه اجنبى به رَحِم زن از طريق تلقيح مصنوعى به حكم لاحَرَج، مانعى ندارد، و همان گونه كه حَرَج نافى و رافع بعضى از حرامهاست، رافع اين گونه حرامها نيز خواهد بود.